خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

69

نهج البلاغة ( فارسي )

19 سخنى از آن حضرت ( ع ) اين سخن خطاب به اشعث بن قيس است . امام در كوفه بر منبر سخن مىگفت . در سخن او عبارتى بود كه اشعث بر آن اعتراض كرد و گفت : يا امير المؤمنين اين كه گفتى به زيان توست نه به سود تو . امام تيز در او نگريست و گفت : تو چه دانى ، كه چه چيز به سود من است و چه چيز به زيان من . لعنت خدا بر تو باد و لعنت لعنتكنندگان . اى كه خود و پدرت همواره دروغى چند به هم مىبافته‌ايد . اى منافق فرزند كافر . به خدا سوگند ، كه يك بار در زمان كافريت به اسارت افتاده اى و يك بار در زمان مسلمانيت ، و در هر بار نه توانگريت تو را از بند اسارت رهانيد و نه جاه و منزلتت . مردى كه شمشيرهاى كين را بر قوم خود رهنمون شود و مرگ را بر سر آنان راند ، سزاوار است ، كه خويشاوندانش دشمن دارند و بيگانگان از شر او ايمن ننشينند . من مىگويم : « عبارت مردى كه شمشير كين را بر قوم خود رهنمون شود » اشارت است به ماجراى اشعث با خالد بن وليد در يمامه . اشعث قوم خود را بفريفت و بر آنها مكر كرد و خالد از آنان كشتار بسيار كرد . از آن پس ، قوم اشعث او را « عرف النّار » مىناميدند و اين نام را به كسى دهند كه بر آنها غدر كرده باشد . 20 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) هر آينه ، اگر مىديديد آنچه را كه مردگانتان پس از مرگ ديده‌اند ، بيتابى مىنموديد و وحشت بر شما چيره مىشد . [ و آنچه را ناشنيده مىگرفتيد ، مىشنيديد ] و سر به فرمان خدا مىآورديد . ولى آنچه مردگانتان پس از مرگ ديده‌اند ، اكنون از چشم شما پنهان است و به زودى پرده‌هاى بالا خواهد رفت . آن حقايق را به شما نيز نشان دادند ، ولى ديدن نخواستيد و به گوش شما رسانيدند ، ولى شنيدن